« به نام خداوند بخشایندة مهربان »

قسم به اول وقت صبح (1) و قسم به ده شب که شبهای دهة ذیحجه است که عید قربان در آن است (2) و قسم به جفت و طاق (مراد از جفت خلق است چون نر و ماده اند و مراد به طاق خالق است چون یکتا فقط او است ) (3) و قسم به شب هنگامی که منقضی شود (4) آیا در آنچه ذکر کردیم سزاوار قسم یاد کردن به آن هست برای صاحبان عقل و هر عاقلی داند که زیبندة قسم است (5) آیا ندیدی چه کرد پروردگار تو به اولاد عاد (6) که اهل شهر ارم بودند که در آن شهر بناهای مهم بر فراز ستون های قوی نهاده بودند (7) به طوری که ساخته نشد مثل آن در شهرهای دیگر (8) و چه کرد خداوند با قوم ثمود آنانکه بریدند سنگ را در وادی قری ( اسم محلی است بین مدینه و شام ) برای مأوا و مکان خود که خانه ها از سنگ در کوه می تراشیدند (9) و خدا چه کرد با فرعون که صاحب میخ ها برای عذاب مردم بود ( در آخر سوره تحریم شرحی از میخ های عذاب دادن فرعون گذشت )(10) اینان آنان بودند که سرکشی کردند در شهرها (11) و بسیار در آن شهرها فساد و تباهی نمودند (12) ریخت بر ایشان پروردگار تو تازیانه عذاب (13) البته پروردگار تو در گذرگاه است (14) اما آدمی را چون بیازماید او را پروردگارش به نعمت و اسباب وسعت معیشت و پیشرفت کار برای او فراهم آورد گوید پروردگار من مرا اکرام کرد و سزاوار بودم که چنین کند (15) و اما چون بیازماید او را و تنگ کند بر او روزی را گوید پروردگار من خوار کرد مرا (16) نچنان است که اکرام و اهانت به تنگدستی و وسعت نعمت باشد این دو به مقتضای حکمت است بلکه خوار کنم شما را چون معصیت کنید به اینکه گرامی ندارید یتیمي را (17) و تحریص نمی کنید خود را بر طعام دادن بینوایان (18) و می خورید میراث مردگان را خوردنی بی باکانه بدون ملاحظة حقوق دیگران (19) و دوست می دارید مال دنیا را دوستی بسیار (20) نچنان است چون زمین از کوهها و بناها کوبیده و خرد شود کوبیدنی تا صاف گردد (21) و بیاید حکم پروردگار تو و فرشتگان آیند صفی بعد از صفی (22) و آورده شود جهنم در آن روز متذکر می گردد انسان و از کجا باشد برای او تذکر و چه فایده دارد (23) می گوید انسان ای کاش من در دنیا پیش می فرستادم چیزی برای زندگانی امروز خود و عمل خیری کرده بودم (24) عذاب نکند احدی در دنیا احدی را مثل عذاب خدا اهل عذاب را در آن روز (25) و در بند نکند احدی دردنیا احدی را مثل دربند کردن خدا در آن روز ( که به زنجیر های آتشین گنهکاران را ببندد ) (26) ( و در دم مرگ خدا به دوستانش چنین خطاب کند ) که ای نفس آرام گرفته به ذکر و یاد من و فارغ از غیر بودة به شکر من (27) برگرد به سوی پروردگار خود در حالتی که بپسندی آنچه را که به تو دهند و پسندیده هم باشی تو نزد خدا به عملی که کردی (28) و داخل شو در زمره بندگان من چون چنان بودی (29) و داخل شو بهشت مرا که جای ایشان است (30)