« بنام خداوند بخشایندة مهربان »

المص (1) ( هر یک از این حروف یا اشاره به اسمی از اسماء خدای تعالی است چون الله و لطیف و مالک و صبور یا رمزیست بین خدای متعال و رسولش ) این قرآن کتابی است که خدا به سوی تو ای پیغمبر فرستاد مباش در دلتنگی از تبلیغ آن . که اثر نمی کند در ایشان . آن کتاب را فرستاد تا بترسانی با آن مردم را از خطراتشان و این قرآن پندیست از برای مؤمنین (2) پیروی کنید آنچه را که فرستاده شد به سوی شما از جانب پروردگارتان و پیروی مکنید سوای خدا را ( که دوست خود گیرد اگر دوست خواهید با خدا دوستی کنید ) ولی حال شما اینست که کم پند می گیرید (3) و چه بسیار از اهل ده ها و شهرها که به استحقاقشان ارادة هلاک ایشان کردیم و آمد ایشان را عذاب ما در شب یا وقتی که در خواب قیلوله بودند در وسط روز (4) و نبود گفتار ایشان وقت آمدن عذاب ما مگر اینکه اقرار کردند و گفتند که ما ستمکار بودیم ولی این اقرار سودی نداشت آنها را (5) می پرسیم البته از کسانی که فرستاده شد پیغمبران به سوی ایشان که چه کردید در متابعت پیغمبران و می پرسیم پیغمبران را که چه کردید در رساندن احکام ما به امت خود (6) و ما حکایت کنیم در قیامت از روی علم و دانش بر ایشان که چه کردند در دنیا و نبودیم ما بی خبر از اعمالشان (7) و سنجیدن اعمال در روز قیامت حق است و هر که سنگین باشد عملهای سنجیدۀ او آن گروه رستگارند (8) و هر که سبک باشد عملهایش آنها کسانی هستند که زیان کردند بر خود به آنچه به آیات ما ستم کردند و تکذیب نمودند (9) و جا دادیم شما را در زمین و آفریدیم برای شما در آن اسباب زندگانی را با وجود بسیاری نعم این حال شما که اندکی شکرگذارید (10) خلق کردیم ما شما را در اول خلقت ، پس نقش بندی نمودیم شما را به صورتی خوب که بهتر است از صورتهای سایر جانداران بعد از آن گفتیم از برای ملائکه سجده کنید از برای آدم ( این سجدۀ تعظیم و تکریم است نه سجدۀ عبادت که آن جزء برای خدا بر غیر او نشاید ولی این برای هر افضلی شاید و انبیاء افضل از ملائکه هستند ) پس سجده کردند مگر شیطان که سجده نکرد (11) خدا به شیطان گفت چه چیز منع کرد تو را از سجده کردن به آدم وقتی تو را امر کردم شیطان گفت من بهترم از آدم زیرا خلق کردی مرا از آتش و آدم را از گل ، ( آتش روشن و نورانی است گل تیره و ظلمانی ، پس من افضل و بهتر از آدم هستم به او فروتنی نکنم) (12) خدا گفت به شیطان پس فرود شو از مرتبة خود که در آسمان داری ، تو را نرسد که خود ستایی و تکبر کنی در آنجا بیرون برو که تو از جمله خوار شدگانی (13) گفت شیطان مهلت بده مرا تا روز قیامت که نمیرم (14) خدا گفت تو از مهلت داران هستی (15) شیطان گفت به سبب اینکه دور کردی مرا از رحمت خود بنشینم سر راه اولاد آدم برای گمراه کردن ایشان از راه راست تو (16) و بیایم ایشان را از جلوی روی آنها ( تا امر آخرتشان سست شود ) و از پشت سر آنها ( تا حریص در جمع مال شوند ) و از طرف راست ( تا عقایدشان تباه شود ) و از طرف چپ ایشان ( تا مصر به شهوات گردند این روایت از حضرت باقر (ع) است که شیطان چنین گوید و چنین کند چنان احاطه کنم ایشان را که راه گریزشان ندهم تا گمراهشان نمایم و نیابی تو بیشتر از اولاد آدم را شکر کننده و به راه راست رونده (17) خدا گفت به شیطان بیرون برو از آسمانها در حالتی که تو نکوهیده و رانده شده ای هر کس متابعت کند تو را از بنی آدم پر می کنم جهنم را از شما همگی تو و تابعانت (18) و گفتیم ای آدم جایگزین شو تو و زنت حوا در بهشت پس بخورید از خوراکی های بهشت از هر جا که خواسته باشید ولی نزدیک مشوید این درخت را که درخت گندم است که اگر از آن خوردید به خود ستمکارید (19) پس وسوسه کرد شیطان از بیرون بهشت برای آدم و حوا که در بهشت بودند تا ظاهر کند پیکر و اندام پوشیده شان را و گفت شیطان به آدم که نهی نکرد شما را پروردگارتان از این درخت مگر از فرشته شدن شما یا جاودان ماندنتان در بهشت که ( اگر بخورید یا فرشته شوید یا ماندگار در بهشت اگر می خواهید همیشه در بهشت بمانید از این درخت گندم بخورید که من خیرخواه شمایم ) (20) و قسم یاد کرد بر ایشان که من شما را از نصیحت کنانم (21) پس فرو انداخت شیطان آدم و حوا را از رتبه و مقامشان به فریفتن چون چشیدند از درخت گندم جامة بهشتی از اندامشان بریخت و ظاهر شد از برای ایشان عورتشان و شروع کردند 

 

 

 

  2    3     4     5     
 
 

 

ادامه صفحه