« به نام خداوند بخشایندة مهربان »
تسبیح کرد برای خدا و به پاکی از صفات ممکنات یاد نمود او را آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و اوست نیرومند درستکار (1) اوست آنکه بیرون آورد از دیارشان آنان که کافرند از اهل کتاب ( که بنی نضیر یهود بودند خدا از دیارشان خارج نمود ) در اول راندنشان از مدینه به شام گمان نداشتید شما مسلمانان که بیرون می روند ایشان و گمان می کردند خودشان که حصار های محکم ایشان مانع شود از کیفر خدا و آن بناهای محکم حمایتشان کند پس چون امر خدا آمد و عقوبتش فرا گرفت آنها را از جائی که گمان نمی بردند و افکند خدا در دلهایشان ترس از مسلمانان را خراب می کردند در وقت خالی کردن قلعه ها خانه هاشان را خراب می کردن به دست خود و به دست مؤمنین پس عبرت بگیرید ای صاحبان بصیرت و بینائی (2) و اگر نه آن بود که حتم کرده است خدا بر ایشان بیرون رفتن از خانه هاشان را عذاب می کرد خدا ایشان را در دنیا به کشته شدن و اسیری و برای ایشان در آخرت عذاب آتش است (3) این جلای وطن و از خانه ها بیرون رفتن به سبب این است که ایشان مخالفت کردند خدا و رسول خدا را و هرکه مخالفت کند خدا را البته خدا بر او سخت عقوبت است (4) آنچه بریدید از درختهای خرمای خوب ایشان در موقع محاصره کردنشان یا باز گذاشتید آن را ایستاده بر ریشه های خود پس بخواست خدا بود تا خوار کند یهودی های بد کردار را (5) و آنچه خدا رد کرد بر رسول خود از مالهای ایشان شما برای بدست آوردن آن اموال نتاختید هیچ اسبی و نه شتری و در این فتح و غنیمت اموال بنی النضیر شما تاخت و تازی در محیط آنها نکردید و در زحمت جنگ با آنها و یورش نیفتادید ولکن آنچه شد دربارة آنها خدا کرد ، خدا مسط کند رسولان خود را بر هرکه خواهد و خدا بر هر چیزی قادر است (6) آنچه باز گردانیده و رد کرده است خدا بر رسول خود از اموال اهل ده ها که به جنگ و جدال گرفته نشده ( مثل قلعه های بنی نضیر و بنی قریظه و فدک ) پس آن دهات و اموال البته از برای خدا و رسول و برای خویشان رسول و یتیمان و فقیران و مسافران تهی دست در غربت ار ال رسول است این مستقلات و اموال کفار را خدا اختصاص داد به رسول و این طوائف ازآل رسول تا نباشد آن اموال مایة دولت بی نیازان و متداول در دست توانگران از شما ، آنچه داد شما را پیغمبر بگیرید آن را و آنچه بازداشت شما را از آن بازایستید و بترسید از خدا در تجاوز از حکمش که البته خدا سخت عقوبت است (7) و از غنایم سهمی برای فقرای مهاجرین است آنانکه بیرون کرده شدند از خانه ها و مالهاشان که در مکه داشتند و از ترس کفار و شوق ایمان به خدا و رسول چشم از همه چیز پوشیده و حجرت به مدینه نمودند ایشان می جویند فضل و خوشنودی خدا را و یاری می کنند خدا و رسول خدا را این گروه صادقین و راستگویند در ایمان (8) و آنانکه مهیا کردند و جای دادند مهاجرانی را در خانه های خود در مدینه و جایگزین کردند آنها را در ایمان و خودشان در ایمان ثابت بودند پیش از آمدن پیغمبر و مهاجرین ، ایشان دوست می دارند هر که را که هجرت کند و بیاید به سوی آنها و نیابند در سینه های خودشان حاجتی و چشم داشتی ندارند به آنچه به مهاجرین داده شد از غنیمت بنی نضیر و بدون بخل اختیار می کنند مهاجرین را و مقدم می دارند ایشان را بر خود اگر چه خود ایشان را احتیاج باشد به آنچه می دهند به مهاجرین و هر که نگاه داشته شود از بخل کردن خود پس او رستگار است (9) و آنان که آمدند در زمانی دیگر بعد از زمان مهاجرین و انصار که تابعینشان خوانند می گویند آن تابعین و دعا می کنند به سابقین در ایمان و می گویند که ای پروردگار ما بیامرز ما و برادران ما را آنانکه پیشی گرفتند ما را به ایمان و مگردان در دلهای ما کینه برای آنان که ایمان آورده اند ای پروردگار ما البته تو بخشایندة مهربانی (10) آیا نمی نگری ای پیغمبر به سوی کسانی که نفاق ورزیدند که برای برادران خود که کافر و از اهل کتابند می گویند اگر مسلمانان شما را از مدینه بیرون کنند البته ما هم بیرون می رویم با شما و اطاعت نکنیم در مخالفت با شما احدی را هرگز و اگر جنگ کنند با شما یاری کنیم شما را و خدا گواهی می دهد که ایشان دروغگو هستند (11) اگر بیرون کرده شوند کفار یهود از مدینه بیرون نمی روند با ایشان منافقین که دوست آنها هستند و اگر درجنگ افتند یاری نمی کنند ایشان را و اگر بر مقام یاری ایشان برآیند البته روی برگردانند و پشت به آنها کنند پس حاصل آنکه یهود به منافقین یاری نمی شوند (12) ترس شما در دل منافقین بیشتر است از ترس خدا به سبب اینکه ایشان قومی نافهمند (13) جنگ نمی کنند یهود با شما در حال اجتماعشان مگر در ده ها و قلعه های استوار به برج و باره یا از پشت دیوار ها و در میدان وسیع جنگ از ترس حاضر نشوند ، کارزارشان در میان خود شدید است ( که در کمال اظهار شجاعتند تا با خود هستند و حاضر در میدان جنگ نشدند و لاف شجاعت می زدند ولی با مسلمانان که مقابل شوند خدا در دل ایشان ترس افکند از هیبت مسلمانان ) ای پیغمبر گمان می کنی ایشان را یک دل و یک جهت و حال اینکه دلهای ایشان متفرق است این تفرقة قلوب ایشان به سبب این است که ایشان قومی بی عقلند (14)
