« به نام خداوند بخشایندة مهربان »
الم ( این حروف رمز است بین خدای تعالی و پیغمبر و در سایر سور هم اشاره به آن شده است که یا قسم است به اسماء خداوند متعال یا رمز است (1) آیا گمان کردند مردم رها شوند به اینکه بگویند ایمان آوردیم و به محض اظهار ایمان دست از ایشان بدارند و امتحان نشوند (2) و آزمودیم آنان را که پیش از ایشان بودند اگر چه می داند خدا راستگویان را و می داند دروغگویان را ( مرحوم فیض گوید علی (ع) فرمود تا بدانند مردم که امتحان و آزمایش هست برای همه ) (3) آیا گمان کردند آنان که کارهای بد می کنند اینکه پیشی گیرند ما را و از عذاب ما درگذرند بد است آنچه حکم می کنند که عذاب نخواهند دید (4) هر که امیدوار باشد به دیدن ثواب خدا البته مدتی را که خدا معین کرده است برای رسیدن به ثواب خواهد آمد و به ثواب خواهند رسید اوست شنوا و دانا (5) و هر که مجاهده کرد برای دفاع با شیطان و با نفس امارة خود جز این نیست که کوشش می کند برای رستگاری خود چون خدا بی نیاز است از عالمیان (6) و آن کسانی که ایمان آوردند و عمل های شایسته کردند محو می کنیم البته از آنها بدی هایشان را و جزا می دهیم ایشان را بهتر از آنچه می کردند (7) و سفارش کردیم انسان را به نیکوئی کردن به پدر و مادر و اگر نزاع کنند با تو که شرک بیاوری به من با آنکه شریک من نمی دانی چیزی را اطاعت مکن در شرک آوردن پدر و مادر خود را ( ابوالفتوح – ره – نقل کند که سعد ابی وقاص ایمان آورد مادرش دختر ابوسفیان ابن امیه اعتصاب غذا کرد که پسر از دین برگردد مشرک شود مادر سعد از نخوردن غذا رنجور شد این آیه آمد برای سعد پیغمبر فرمود از مادر دلجوئی کن و با او سازش نما ولی اطاعتش را در ترک ایمان روا مدار ) به سوی من است بازگشت شما و آگاه می کنم شما را به آنچه می کردید (8) آن کسانی که ایمان آوردند و عمل های نیکو کردند داخل می کنیم ایشان را ، در زمرة شایستگان (9) و بعضی از مردم کسی است که می گوید ایمان آوردیم ما به خدا پس چون اذیتی کشند در راه خدا اذیت مردم را مثل عذاب خدا پندارد و ترک ایمان کند از ترس عذاب مردم و اگر بیاید یاری و نصرتی از جانب پروردگار تو برای مؤمنین در غلبة بر کفار بگویند آنها به مؤمنین که ما با شما بودیم و مؤمنیم آیا نیست خدا داناتر به آنچه در سینه های عالمیان است از نفاق منافقین و ایمان مؤمنین (10) و می داند خدا آنان را که ایمان آوردند و می شناسد منافقان را (11) و گفتند کافران به آن کسانی که ایمان آوردند متابعت کنید راه و کیش ما را برمی داریم ما گناهان شما را در متابعت دین ما اگر از گناه می ترسید گناهش به گردن ما و حال آنکه نیستند کافران بردارندة گناهان مؤمنان چون تعهد کسی در پذیرفتن گناه دیگری در دنیا رفع گناه دیگری را در قیامت نکند ایشان دروغگویند (12) و برمی دارند کفار بارهای گران گناه خود و بارهای گران دیگران را که گمراهشان کردند با بارهای گران خود و از عذاب دیگران هم کاسته نشود ( پس ثمر این تعهد دو چندان شدن گناه تعهد کننده است نه رفع گناه از دیگری ) و سؤال می شوند روز قیامت از آنچه افترا می بستند (13) و فرستادیم نوح را به سوی قوم خود و درنگ کرد در میان ایشان هزار سال مگر پنجاه سال ( که 950 سال شود ) و عاقبت قوم نوح را طوفان گرفته هلاک کرد و ایشان ظلم کننده بودند (14) و نجات دادیم نوح و اصحاب کشتی را و واقعة نوح و کشتی او را آیتی کردیم برای عالمیان (15) و یاد کن ای پیغمبر ابراهیم را چون گفت برای قوم خود عبادت کنید خدا را و بپرهیزید از عذاب او این پرهیز شما بهتر است برای شما اگر خیر و شر خود می دانید (16) جز این نیست که عبادت می کنید سوای خدا بت هائی را و ایجاد می نمائید دروغی را در نام آنها که به آنها خدا می گوئید آن بت هائی که عبادت می کنید سوای خدا قدرت ندارند برای شما روزی دادن را ، از نزد خدا روزی را بجوئید و عبادت کنید و شکر کنید برای او و به سوی او خواهید بازگشت در قیامت (17) و اگر تکذیب کنید پیغمبر را تکذیب شما اثر تازه و کار تازه نیست چون که تکذیب کرده اند رسولان خدا را گروهی که پیش از شما بودند و نیست بر عهدة رسول مگر رساندن پیغام را آشکار (18) آیا ندیدند چگونه ابتدا می کند خدا به خلق کردن و می آفریند آنها را بعد به همین قدرت باز میگرداند ایشان را به زنده شدن بعد از مردن البته که این آفریدن و میراندن و باز زنده کردن بر خدا آسان است (19) بگو ای پیغمبر به قوم خود سیر کنید در زمین سیر تاریخی و بنگرید چگونه آفریده خدا خلق را با اختلاف اشکال و تفاوت احوال در زمانهای گذشته بعد خدا آماده کند و ظاهر سازد عالمی دیگر را که عالم برزخ و عالم قیامت است البته خدا بر هر چیز تواناست (20) عذاب کند هر که را خواهد به کیفر عملش و رحم کند هر که را خواهد به عفوش و به سوی او برگردانیده شوید (21) و نیستید شما فرار کننده از قدرت پروردگار خود نه در زمین و نه در آسمان و نیست برای شما سوای خدا هیچ دوستی و یاری (22) و آنان که کافر شدند به آیات خدا و لقای رحمت او آن گروه نا امیدند از رحمت من و برای ایشان است عذابی دردناک (23) و نبود جواب قوم ابراهیم به او پس از پندهایش مگر اینکه گفتند بِکُشید یا بسوزانید او را ( چون قوم اتفاق کردند در این کار ابراهیم را در آتش افکندند ) و نجات داد او را خدا از آتش که در این آتش انداختن ابراهیم و سرد شدن آتش بر او آیاتی است از برای قومی که ایمان آوردند (24) و ابراهیم گفت جز این نیست که شما سوای خدا بت هائی را خدا دانستید برای دوستی و محبتی که بین خود در دنیا منظور می داشتید ( و نتیجة دوستی را اتحاد در بت پرستی دانستید ) روز قیامت کافر شوید بعضی از شما به بعضی دیگر و این دوستی
