« به نام خداوند بخشایندۀ مهربان »
الر ( این حروف رمزی است بین خدا و پیغمبر ) کتابیست این قرآن که محکم است آیات آن و هیچ وقت از بین نرود و تفصیل داده شده و بیان شده است در آن حلال و حرام و احکام اسلام و از نزد حکیم آگاه نازل شده است (1) در این کتاب است که نپرستید مگر خدا را بدانید ای مردم من که رسولم برای شما از جانب خدا بیم کننده و مژده دهنده ام (2) و طلب آمرزش کنید از پروردگار خود و توبه کنید به سوی او تا برخورداری دهد شما را در زندگانی برخورداری نیکو تا وقت نامبرده شده که وقت مردن و آخر عمر است و تا بدهد هر صاحب فضل و فضیلتی را که در دین دارد ثواب و جزای افزونی او را و اگر برگردید از دین البته من می ترسم بر شما عذاب روز بزرگ را که روز قیامت است (3) به سوی خداست بازگشت شما و اوست بر هر چیز قادر و توانا (4) بدانید که کفار برمی گردانند سینه های خود را از پیغمبر تا دشمنی پیغمبر را در درون سینه های خود از خدا پنهان کنند ، بدانید آن وقت که بر سر می کشند جامه های خود را می داند خدا آنچه را که پنهان می کنند از عداوت و آنچه را که آشکار می کنند از اطاعت البته خدا دانا است به اسرار و پنهانیهائی که در سینه ها است (5) و نیست هیچ جنبندۀ در زمین مگر آنکه بر خداست روزی آن از خزائن رحمتش و می داند البته خدا قرارگاه آنها را در روی زمین و آرامگاه آنها را ( در شکم زمین پس از مرگ یا آرامگاه آنها را در پشت پدران و شکم مادران پیش از آمدن به دنیا ) همه در کتاب لوح محفوظ روشن است (6) و اوست خدائی که خلق کرد آسمانها و زمین را در شش روز ( شرح خلقت در شش روز در سورۀ فصلت بیاید ) و پیش از آن عرشش که مظهر آثار سلطنتش است بر آب بود بعد از آن خلق کرد آسمانها و زمین را در این مقدار از زمان برای پذیرائی موجودات تا اینکه بیازماید شما را که کدام یک از شما بهتر هستید در اطاعت و اگر بگوئی ای پیغمبر به مردم که شما در قیامت بر انگیخته خواهید شد بعد از مردن می گویند آن کسانی که کافرند نیست این گفتار مگر گفتار ساحرانۀ آشکار که در او حقیقت نباشد (7) و اگر تأخیر کنیم ما از کفار عذاب را تا مقدار کمی از زمان می گویند به استهزاء چه چیز نگاه میدارد عذاب را از ما و چرا عذاب نیاید بدانید که گاه حکمت در تأخیر عذاب بود و گرنه روزی که عذاب باید بیاید ایشان را برگشته نخواهد شد از ایشان و احاطه کند به آنها آن عذاب که به آن استهزاء می کردند و اطراف ایشان را فرا خواهد گرفت (8) اگر بچشانیم ما آدمی را از نزد خود نعمتی بعد باز گیریم ما آن نعمت را از او به مصلحتی او نا امید و ناسپاس خواهد شد (9) و اگر بچشانیم او را نعمتها بعد از ضرر ها و گرفتاریها که به او رسیده می گوید ضررها و بدیها به خوشبختی من از من برفت البته در این موقع انسان به بخت خود دل شاد و فاخر است نه به خدا سپاس گذار و شاکر ( که باید نزول نیک حالی و نعمت و رفع بد حالی و زحمت را از خدا بداند و شکر کند نه از بخت خود ) (10) مگر آن کسانی که صبر کردند در بلاها و عمل کردند نیکیها را آن گروه از برای ایشان آمرزش و مژدۀ بزرگ است (11) پس شاید تو ترک کننده ئی بعض از آنچه را که وحی می شود به سوی تو ( این خطاب گر چه به صورت ظهور شک است در انجام وظائف نبوت ولی در حقیقت تحریص پیغمبر است از طرف خداوند بر تبلیغ رسالت ) و شاید سینۀ تو تنگ آمده و دل تنگ شدی از اینکه می گویند چرا فرستاده نشد بر او گنجی یا چرا نیامد با او ملکی جز این نیست که تو بیم کننده ئی تو به وظیفۀ خود عمل کن خدا بر هر چیز نگهبان است (12) آیا می گویند پیش خود بافته است قرآن را محمد(ص) بگو بیاورید ده سوره مثل این قرآن بافته شده و برای کمک در آوردن مثل قرآن دعوت کنید و بخوانید هر که را می توانید از غیر خدا اگر راستگوئید (13) اگر اجابت نکردند دیگران شما را در کمک کردن به آوردن مثل قرآن پس شما بدانید جز این نیست که فرستاده شده است قرآن به علم و اطلاع خداوند بر حقانیتش و بدانید که نیست خدائی غیر از او آیا شما اسلام می آورید یا باز هم منکرید و لجاجت کنید (14) هر که می خواهد زندگانی دنیا وزینت آن را ( به پی گیری هوی و هوس خود در مقابل عملش که برای دنیا کرده باشد نه برای آخرت ) به تمامی می دهیم جزای کردارهایشان را در دنیا و کسر نمی شود از جزای دنیوی آنها چیزی (15) آن گروه بدانید کسانی هستند که چون به دنیای مطلوبشان می رسند و از آخرت چشم می پوشند نیست از برای ایشان در آخرت مگر آتش و تباه گشت و از دست رفت هر چه کردند در دنیا و باطل گردید آنچه می کردند (16) آیا کسی که بر صحت قول خود برهانی از پروردگار خود دارد که قرآن است و پیرو اوست گواهی از خودش که به صحت او گواهی دهد ( ابوالفتوح در تفسیر خود گوید که عامه و خاصه گویند مراد از این گواه علی (ع) است که پیرو پیغمبر بوده و از خود پیغمبر است به دلیل آیۀ مباهله که می فرماید : و انفسنا و انفسکم علی (ع) را خود پیغمبر خوانده ) و پیش از قرآن توریه موسی گواه او باشد در حالتی که توریه پیشوا و سبب رحمت بود از برای مردم در دنیا و آخرت آیا این کس مثل کسی است که این چنین نباشد آن گروه که دارای بینه و برهانند و گواهی گواهان را بپذیرند می گروند به قرآن ( در تفسیر این آیه اقوال از صحابه و مفسرین بسیار است از صحیح و سقیم که اینجا نگنجد ) و هرکه کافر شود به قرآن از گروه های مختلفه و ملل متفرقه از یهود و نصاری و غیره آتش وعده گاه اوست مباش ای انسان در شک از قرآن که آن قرآن حق است از پروردگار تو و لیکن بیشتر از مردم ایمان نمی آورند (17) و کیست ستمکارتر از کسی که برخدا دروغ بندد آن گروه عرضه خواهند شد بر پروردگار خود

![]()