« بنام خداوند بخشایندة مهربان »
الر( این حروف رمزیست بین خدا و رسولش ) این است آیات کتابی که مشتمل است بر حکمت (1) آیا برای مردمان تعجبی است که وحی کردیم ما به سوی مردی از ایشان که بترسان مردم را از سخط و غضب خدا و مژده بده آن کسانی را که ایمان آوردند که از برای ایشان است حسن سابقه نزد پروردگارشان ، کافران گفتند البته این پیغمبر سحر کنندة آشکار است (2) بدانید که پروردگار شما خدائیست که خلق کرده آسمانها و زمین را در شش روز ( شرح خلقت آسمان و زمین در شش روز در سورة فصلت بیاید ) بعد از آن مستولی شد بر عرش عظمت خود ( این استیلای بر عرش به لسان مردم است که چون سلطانی از ترتیب امور مملکت و نفوذ قدرت فارغ شود گویند بر تخت سلطنت و اریکه شوکت نشست ) تدبیر می کند خدا و اندازه گیری و مقدر می نماید امر کائنات را نیست هیچ شفیعی که شفاعت کند مگر بعد از رخصت دادن خدا به شفاعت این است خدا که پروردگار شماست پس عبادت کنید او را آیا متنبه نمی شوید (3) به سوی خداست برگشت شما همه وعدة خدا حق است و خلاف ندارد او می آفریند خلق را و بعد از مردن آنها را دوباره برمی گرداند تا اینکه پاداش نیک عادلانه دهد آن کسانی را که ایمان آوردند و عمل شایسته نمودند و آن کسانی که کافر شدند از برای ایشان آشامیدنی از آب آتشین جهنم است و عذابی است دردناک برای کفرشان (4) اوست خدائی که گردانید خورشید را روشن و درخشان ماه را نورانی و تابان و معین کرد برای ماه منزلها تا اینکه بدانید شما عدد سالها و حساب روز و هفته و ماه را خلق نکرد خدا خورشید و ماه را مگر به درستی و شایستگی تفصیل می دهد خدا و روشن می کند آیات را از برای قومی که اهل دانشند (5) در این پی هم درآمدن شب و روز و آنچه خلق کرده خدا در آسمانها و زمین نشانهائی است از برای قومی که بپرهیزند و بترسند از غضب خدا (6) البته آن کسانی که امید ندارند ملاقات رحمت ما و رسیدن به اجر آخرت را و راضی شدند به زندگانی دنیا و اطمینان خاطر یافتند به آن و آن کسانی که از آیات ما غافلند (7) آن گروه مکانشان آتش است به سبب آنچه کسب می کردند در دنیا و ذخیره می کنند از اعمال زشت (8) آن کسانی که ایمان آوردند و عملهای نیکو کردند راه می نماید ایشان را پروردگارشان به سبب ایمانشان و جاری می شود از زیر عمارات و مساکین ایشان نهرها در بهشتهای پر نعمت و متنعم خواهند بود به نعم الهی (9) دعا کردن مؤمنین در بهشت « سبحانک اللهم » است یعنی منزهی تو بار پروردگارا و تهیت مؤمنین و درودشانم به یکدیگر در بهشت سلام است و آخر دعای ایشان این است که حمد می کنند مر خدای را که پروردگار عالمیان است ( و به رحمتش ایشان را در بهشت که خانة عالی آخرت است منزل داده ) (10) و اگر تعجیل کند خدا از برای مردم در مستجاب کردن دعاهای شر و بد ایشان و نفرین کردنشان در حق یکدیگر مثل تعجیل کردن در استجابت دعای خیر ایشان ، ( و چنانچه خداوند دعاهای خیر مردم را به زودی مستجاب می کند اگر نفرینهای ایشان را هم که در حق یکدیگر می کنند به زودی مستجاب می نمود ) حکم به مرگ شده بود بر ایشان و هلاک می شدند پس وا می گذاریم آن کسانی را که امید ندارند به رسیدن ثواب ما در سرکشی خودشان سرگردان بمانند (11) و اگر برسد به آدمی سختی می خواند ما را در تمام حالات خود در حالتی که به پهلو خوابیده باشد یا نشسته یا ایستاده باشد پس چون ما دعای او را مستجاب کنیم و برداریم از او رنج و محنت را و رفع نمائیم از او سختی و شدت را چنان برود و از یاد ما غافل شود که گویا نخوانده ما را برای دفع ضرر و سختی که به او رسیده بود این چنین زینت داده شده از برای اصراف کنندگان در معصیت آنچه می کنند ( و زینت دهنده هم شیطان و نفس امارة خودش است ) (12) هلاک کردیم اهل قریه و شهرهائی را که پیش از شما بودند وقتی که ظلم و ستم کردند و آمد ایشان را رسولانشان با معجزات و ایمان نیاوردند اینچنین جزا می دهیم قوم گناهکار را (13) بعد از آن چه بر ایشان شد ما شما را جانشین آنها قرار دادیم در زمین تا اینکه ببینیم شما چگونه عمل می کنید (14) و اگر خوانده شود برایشان آیات ما که روشن و آشکار است گویند آن کسانی که امید ندارند به رسیدن ثواب ما بیاور قرآنی که به کلی غیر از این باشد یا بدل کن و عوض نما این قرآن را که احکامش آنچه مخالف عمل ماست تبدیل شود بگو ای پیغمبر نمی باشد از برای من اختیار اینکه چیزی در احکام دین از پیش خود گویم و تبدیل کنم قرآن را از پیش خود پیروی نمی کنم مگر آنچه را که وحی می شود به سوی من البته من می ترسم اگر عصیان کنم پروردگار خود را به تبدیل قرآن می ترسم از عذاب روز قیامت (15) بگو اگر بخواهد خدا نمی خوانم قرآن را بر شما و نه اعلام می کنم به آن شما را چنانکه عمری در میان شما بودم پیش از نزول قرآن ( مدت چهل سال نه قرآن نازل شده بود بر من و نه من قرآن می خواندم بر شما ) آیا تعقل نمی کنید که به اختیار من نیست آوردن قرآن و تغییر آن به کتابی دیگر (16) پس کیست ستمکارتر از آن کسی که بست بر خدا دروغ رایا دروغ شمرد آیات او را خدا رستگار نمی کند گناهکاران را (17) و عبادت می کنند سوای خدا چیزی را که نه ضرر می رساند ایشان را نه نفع . می گویند این بت ها شفیعان ما هستند نزد خدا بگو آیا خبر میدهید خدا را به چیزی که در عالم علم او نیست نه در آسمانها و نه در زمین که شفاعت نمایند بت ها نزد خدا برای شما بزرگ است خدا و برتر است از آنچه شرک می آورند (18) نبودند مردم در عصر خلقت مگر یکنواخت همه بر فطرت پاک پس از آن اختلاف کردند در مذهب و روش خود در دین
